ماجراهای شیطان2

با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف، اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند

/ 4 نظر / 48 بازدید
مشاوره سنگ صبور سعا

شب سردي است و من افسرده راه دوري است و پايي خسته تيرگي هست و چراغي مرده مي كنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها سايه اي از سر ديوار گذشت غمي افزود مرا بر غم ها فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد تا به دل من قصه ها ساز كند پنهاني نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر سحر نزديك است هر دم اين بانگ برآرم از دل واي اين شب چه قدر تاريك است خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟ صخره اي كو كه بدان آويزم ؟ مثل اين است كه شب نمناك است ديگران را هم غم هست به دل غم من ليك غمي غمناك است

لطفا زندگی نامه ی شهید مطهری رو تو سایتتون بذارین

امیر

لا فتی الا علی لا صیف لا ذوالفقار بر مولای درویشان علی بن ابی طالب صلوات

امیر

ببین عزیز دلم دراویش هم برای خودشون اعتقادی دارن و اینو بدون که که اگر علی درویش نیست پس شیخ هم نیست علی حضرت علی (ع) هست. و اینکه درباره دجال نوشتین دجال اگر بیاد اولین کسایی که از بین میبره همونایی هستن که باعث اومدنش شدن یعنی همون فراماسونرها که لعنت خداوند بر آنها باد . و یاران دجال شیاطین و جنییان شیطانی هستن که به شکل انسان در آمده اند پس انسان نمیتونه از یاران دجال باشه چون فطرت انسان از خداوند متعال نشئت میگیره . با سپاس فراوان