درباره ی مستند ظهور نزدیک است

به عنوان نمونه بحث احمدی نژاد و ارتباط مصداقی آن با شعیب بن صالح چندین سال است (بیش از ۴ سال)که در فضای وب قابل دستیابی است . عبدالله اردنی نیز از اوایل سال 88 با یک مقاله­ی بسیار مفصل و شیوا، مانند یک ویروس رایانه ای در سایت ها و وبلاگ ها نفوذ عجیبی پیدا کرد وبه عنوان سفیانی احتمال داده شد. دو سال قبل مستندی با عنوان THE ARRAIVAL  در آمریکا تولید شد که به سرعت تمام دنیا را درنوردید و جالب است بدانید سید حسن نصرالله در همان فیلم ، سید یمانی معرفی میگردد. همچنین قدمت زمزمه های سید خراسانی بودن مقام معظم رهبری از تمام اینها بیشتر است. فقط کافی ست عبارت "سید خراسانی" را در فضای وب جستجو کنید، از آمار صفحات وب خواهید فهمید چه زمزمه های گویایی است. همه اینها را برای اثبات مصادیق نگفتم، بلکه به جهت یادآوری اینکه فیلم مذکور نه چیز جدیدی را مطرح کرده و نه نوآوری خاصی را به میدان آورده است. تنها هنر این جوانان، جمع آوری مطالب پراکنده در یک مستند و آن هم به شیوه کاملا غیر حرفه ای است. به تاکید عرض میکنم "غیرحرفه ای " چون برای بنده که مستند شناس نیستم واضح است ارزش هنری این اثر به مراتب از فیلم های تهیه شده از یک مراسم ساده خانوادگی کم بارتر و بی کیفیت تر است. فعلا" .

نکته بعدی اینکه برای بررسی نقاط ضعف و قوت مستند باید مباحث مهدویت و  ظهور را مرور کنیم . در این زمینه، محققین دو نوع مباحث را دنبال میکنند :

الف -  شرایط و قواعد ظهور که در آن مباحث تئوریک و فلسفی مطرح میگردد . که با توجه به عدم ورود تهیه کنندگان به این مبحث، بخش فکری و فلسفی مهدویت آسیبی ندیده است. و برای نقد مستند، این مبحث محل منازعه نیست.

ب -  نشانه شناسی ها و علائم ظهور (که بیشتر مقصود نوشتار است)

 در سطح جامعه از مباحث تئوریک و شرایط که نه، بلکه بیشتر، از علائم و نشانه ها صحبت میگردد. و علت اصلی توزیع خودجوش سی­دی، همین پتانسیل هدایت نشده و اغنا نشده­ی جامعه بوده است. و همین جا باید به نقطه قوت تهیه کنندگان اشاره کرد و آن اینکه چه به موقع، هم  نیاز جامعه را شناختند و هم اقدام عملی را نیز با کمترین حمایت مادی و معنوی انجام دادند. واتفاقا همین جاست که عالمان و مدعیان باید علت تعلل ، درنگ و تاخیر خود را پاسخگو باشند.  آیا واقعا این طور نیست؟

این مستند ظاهرا" کاری با مورد الف، یعنی مباحث تئوریک فلسفی و شرایط ظهور ندارد، اگر هم به این مبحث پرداخته کاملا مختصر و گذرا بوده در واقع فقط به علائم و نشانه ها میپردازد (مورد ب) .

نکته ای که شاید به آن کمتر اشاره میشود اینست ؛ در باب علائم و نشانه ها سه حوزه قابل تفکیک است:

1- "قواعد ثابت علائم ظهور"  ؛ ماهیت جریان ها (پرچم) و خطوط سیاسی حاضر در آستانه ظهور

2- مختصات علائم  ظهور؛ خصوصیات افراد و مناطق درگیر و نیز کمیت جریانها و ظواهر قیامها

3-  "تطبیق علائم " با اشخاص و احزاب و مناطق سرزمینی و مواردی از این دست.

حال اگر قرار باشد به محتوای سی­دی بپردازیم باید عرض کنم :

1- مطابق این تفکیک، از آنجا که "قواعد ثابت علائم" برای همه­ی آگاهان روشن است، خوشبختانه در این مستند قواعد علائم ظهور رعایت شده و جای حق و باطل عوض نشده و جریانات و خطوط عصر ظهور مغایرتی با قواعد پذیرفته شده در منابع ندارد. برای استناد مبحث، دوستان میتوانند به منابع زیر  مراجعه کنند .

  •    تا ظهور (پژوهشی جامع پیرامون آموزه های مهدویت)  جلد اول و دوم - نوشته نجم الدین طبسی - انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود با همکاری مرکز تخصصی مهدویت 
  •     نشانه­های ظهور او - نوشته مرحوم حاج شیخ محمد خادمی شیرازی  - انتشارات مسجد مقدس جمکران
  •       درسنامه مهدویت جلد سوم - نوشته­ خدامراد سلیمیان- انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود با همکاری مرکز تخصصی مهدویت 
  •       عصر ظهور - نوشته علی کورانی - شرکت چاپ و نشر بین الملل
  •      شش ماه پایانی (تقویم حوادث شش ماهه پیش از ظهور)- نوشته مجتبی الساده - ترجمه محمود مطهری نیا - انتشارات موعود عصر 

بنابراین هیچ ضعفی تا به­حال توسط هیچ یک از اساتید در این خصوص ابراز نشده است و میشود با شواهد متقن اعلام کرد قواعد ثابت نشانه  ظهور رعایت شده است.

به عنوان مثال در عصر ظهور یک پرچم باطل خروج میکند و در برابر آن دو پرچم حق نیز برای یاری رساندن حضرت صاحب (عج) قیام میکنند.  این از قواعد ثابت نشانه­های ظهور است که دو پرچم حق و یک پرچم باطل با هم بجنگند که پایان این نزاع به سود گشایش و فرج خواهد بود. بنابراین تا اینجای مبحث "قواعد ثابت علائم ظهور" است. تردید ناپذیر است که تمام محققین مهدویت، این قاعده­ی علائم (نقش آفرینی این سه پرچم ) را پذیرفته اند و اختلافی ندارند.

2- اما نکته ای که محل اختلاف ها  میشود خود "علائم" هاست ( در مثال مذکور خصوصیات صاحبان این پرچم ها). مثلا ممکن است کسی سید یمانی را از یمن بداند ولی شخصی دیگر از لبنان و یا درخصوص صاحب پرچم باطل (سفیانی ) خصوصیات متفاوتی ذکر گردد و یا کسی پرچم سید خراسانی را از یمانی به حق نزدیکتر بداند و محققی دیگر، نظری متفاوت داشته باشد.

اما درخصوص خود علائم و نشانه ها ، تهیه کننده سی­دی بیشترین بهره را از کتاب عصر ظهور نوشته آقای کورانی برده است. اگرچه بین نشانه شناسان تفاوت های بنیادی وجود ندارد ولی در برخی موارد یافتن نظرات مشابه قدری دشوار است. به هر جهت تهیه کنندگان گویا به کتاب عصر ظهور بیشترین تمایل و اعتماد را دارند . این کتاب در ورای گرایش های سیاسی و اجتماعی ایران نوشته شده است چون هم نویسنده اهل کشور لبنان است وهم، زمان چاپ این کتاب مربوط به 28 سال قبل است و آخرین ویرایش آن نیز هشت سال قبل اتفاق افتاده است . با وجود اینکه از پرتیراژترین کتاب نشانه شناسی است، ولی تا به حال نقد جدی بر این کتاب نیز نگاشته نشده، و این خود می رساند اگرچه شاید همه استناد های کتاب مورد تایید بزرگان نیست ولی قطعا مغایرت با مباحث نشانه شناسی نیز ندارد. خوب، میشود ادعا کرد در خصوص معرفی نشانه ها نیز مستند " ظهور نزدیک است" منبعث از کتب علمی و پژوهشی بوده و از دستمایه یک عمر تلاش یک عالم حوزوی استفاده کرده است (اگر چه هر عالم دیگر میتواند انتقاداتی به تحلیل ها و جمع بندی های ایشان وارد کند). باز هم تاکید میکنم خیلی از علائم در کتب دیگر مشترکا" آورده شده و فقط در برخی موارد جمع بندی ها و تحلیل های فیلم منحصرا" در کتاب آقای کورانی قابل دستیابی است. لذا اینکه عنوان میشود مطالب سی دی بی اعتبار و فاقد سند معتبر است ، قدری بی انصافی است.  برای بنده که سایت های متعدد و نیز کتب مرکز تخصصی مهدویت را مطالعه میکنم قابل باور نیست در مسایل اصلی مطرح شده در فیلم اشتباهات انحرافی باشد. فقط کافی ست دوستان از منابع ذکر شده (مخصوصا سه منبع اول ) علائم ظهور را مطالعه کنند. اگرچه تفاوت های جزئی را خواهند یافت که آن هم به خاطر تفاوت های مختصری است که در نویسندگان طبیعتا"  قابل مشاهده است.

3-  صرف نظر از نفس درست یا غلط بودن اصل تطبیق علائم ظهور، اینجا نیز باید بین تطبیق های انحرافی و احتمالی تفاوت قایل شد.

در تطابق انحرافی جای پرچم ها عوض میشود. طوری که علائم پرچم حق، بر طواغیت و یزیدیان منطبق میشود و بالعکس. نمونه های آن را درتلاش غرب برای معرفی بن لادن به عنوان سید خراسانی تجربه کرده ایم. و در آستانه ظهور نیز سفیانی با همین نیرنگ و جابجایی پرچم، فتنه­ا­ی بزرگ خواهد کرد. وایضا" پرچم سبزی که برای نابودی انقلاب اسلامی ایران در خرداد سال 88 به اهتزاز در آمد. اما تطبیق های احتمالی اگرچه در این مستند دچار ضعف های هنری و محتوایی نیز هست ولی باید اعتراف کرد که حقانیت سید حسن نصرالله و امام خامنه­ای بر کسی پوشیده نیست. دقت در محتوای بخشی از پیام تبریک سید حسن نصرالله به احمدی نژاد ، جبهه مشترک و واحدی را تداعی میکند: "من باید تاکید کنم که انتخاب دوباره شما موجب امید در دل همه مستضعفان ومجاهدان و مبارزان و ستیزه جویان با استکبار و اشغالگران و موجب امید تازه ایی دردل مردم ایران شد0" کاملا محرز است که این جوانان مومن از درون جبهه حق به دنبال فرمانده سپاه حق گشته اند. که درست و غلط آن را میسپاریم به دست زمان، که سحر نزدیک است. به راستی چه کسی تطابق فیلم را انحرافی میداند؟ واقعا انگ انحراف و ربط دادن تطبیق های فیلم به مسایل سیاسی کشور و یا محکوم کردن این جوانان انقلابی به دست داشتن با صهیونیسم و فراماسونر را به چه صورت باید ارزیابی کرد؟ واقعا مانده ام از یافتن جواب مناسب. باور بفرمایید کسانی این جملات را نوشته اند که قدرت بصیرت آنها برایمان مثال زدنی است.  در روایات، شعیب بن صالح صاحب پرچم نیست و نقش تعیین کننده در جهت گیری ندارد و فرماندهی نیروهای سید خراسانی را به عهده دارد. حالا ببینید چه لزومی دارد برای قضاوت در باره فیلم، جریان شناسی درست تهیه کنندگان مستند "ظهور نزدیک است" و تلاش برای اغنای بخش کوچکی از نیاز بزرگ جامعه را ارج ننهیم و فقط در مسایل فرعی مطرح شده، جا بمانیم. راستی علت توجه بی نظیر مردم از این مستند چیست؟ واین اولین سوالی بود که مراکز علمی مهدویت باید پاسخگو باشند. و در این آیینه، عملکرد چندین ساله­ی خود را بررسی کنند. برای پاسخ به این سوال یک گله مندی و یک امیدواری نهفته است. امیدواری از اینکه مردم بصیر و انقلابی ایران که بعد از پشت سر گذاشتن فتنه 88 در برخورد با مسایل ، قطعا" ورزیدگی و آمادگی لازم را دارد. و  همین ملت، مطالبی را در این فیلم دیده که یا برایش آشنا بوده است و یا قابل پذیرش. نمی شود تصور کرد ملتی که افکار جهادی تمام حق طلبان دنیا را به تسخیر خود درآورده و مصداق مجسم و موثق هوشیاری و بیداری اسلامی است، اکنون از فیلمی استقبال کند که بقول برخی بزرگان مردود باشد و یا به قول رسانه ای دیگر، جهت مقاصد سیاسی باشد. حتی کار به جایی برسد که برخی محافل از یک سو  آن را به سخره گرفته اند و از سوی دیگر آمار تکثیر فیلم را بیشتر از آمار خانوارهای ایرانی ذکر کنند! و یا برخی دیگر آنها را شیاد معرفی کنند! یاللعجب! چه راحت میشود گروهی از جوانان مذهبی و دوستدار ولایت را در حد شیاد تقلیل داد!  آیا نباید در اقبال عمومی مردم، حکمتی پنهان شده باشد که نگاه تیزبین، ولایتمدار و شریعتمدار برخی بزرگان آنرا در تحلیل های خود لحاظ نکرده باشند؟ و یا نباید نقطه آغاز حملات ناجوانمردانه بعدی، از الف اصلاح طلب تا بالاترین فرصت طلب را از ضعف تدبیر نقادی برخی علما دانست؟!؟

و اما نمیدانم با چه کسی در خصوص گله مندی خود صحبتی داشته باشم .  عزیزانی که امروز نه ، بلکه چند سال قبل باید این نیاز و خلاء را تشخیص می دادند و نسبت به تقویت و هدایت موج انتظار حجت، اقدامی شایسته میکردند ، امروز بخشی از تکلیف خود را به نحو احسن پی میگیرند ولی غافل از اینکه تمام ابعاد و تبعات را مدنظر قرار نمی دهند. فراموش نکنیم در تنها کشور مسلمان،  شیعه و واجد حکومت و دولت اسلامی در تمام طول مدت غیبت حضرت ولی عصر(عج) زندگی میکنیم. اساتید مورد خطاب این نامه را سرزنش نمیکنم  چون با زحمات و تلاش آنها ناآشنا نیستم ولی این مستند به ظاهر پر انتقاد محکی بر عملکرد اندیشمندان کشور بود که دریابند تا چه اندازه عرضه را با تقاضا برابر نکرده اند. تا بفهمیم، تورّم فقط بازار اقتصادی ما را تهدید نمیکند.

بزرگواران و اساتید محترم ! این عزیزان و جوانان را که اقدام به گردآوری گفته های موثق و کمتر موثق ، روایات و نقل و قول ها و همچنین مکتوبات قدیم و جدید کرده اند، از خود نرانیم. و برای نیات آنها قضاوت های ناصواب نداشته باشیم. چه اینکه در مطالب مستندشان (فیلم و وب سایت ) ارادتمندیشان به ولایت فقیه به وضوح نمایان است. اگر چنانچه روزی اشارتی از مولای مشترکمان برسد همین جوانان در صف ولایتمداری حاضرند و شاید هم از سبقت گیرنندگان از علما و بزرگان عرصه درس و بحث باشند. والله العالم.

و اما آنچه بنده را وادار به نوشتن این مطالب کرد و در واقع جان و محتوای مقصود است، چیست؟

 در میدان نقد متاسفانه از عبارات و واژه هایی استفاده شد که حتی دشمنان مهدویت را نیز بر سر ذوق آورده است . این مستند با  همه­ی ضعف و قوت تهیه شد و در فاصله 2 ماه در تمام شهر ها و روستاها نمایشی از عطش و ظرفیت ها در مباحث انتظار بر همه آشکار کرد. برای همگان ثابت کرد شیعیان ایران همان قوم زمینه ساز موعود هستند. چه روی زیبایی داشت آن طرف سکه که دیده نشد! کاش زیبایی این ابتکار ارج نهاده میشد ! برخی اهالی اندیشه، کتاب و فضل، به ناگاه در برابر عمل انجام شده قرار گرفتند و با ناباوری دیدند که چطور بخشی از رسالت خود را نا تمام رها نموده بودند و تنها به تریبون های شنیداری و مکتوب - که آن هم نباید رها شود - اکتفا می کردند. اینک باید این موج را هدایت میکردند، متاسفانه در اقدامی عاجل با اتخاذ موضعی که قطعا از روی دلسوزی بود موجی را ضد موج قبلی به راه انداختند. مواضع شان نه تنها تیتر روزنامه ها و سایت های ارزشی و انقلابی شد بلکه با کمال ناباوری سایتهای معارض نظام نیز با شادمانی مواضع شان را برجسته کرده و تحسین نمودند . همانهایی که حاضر نمیشدند نام برخی مراکز علمی مهدوی را در کنار دیگر مراکز علمی ارزش گذاری کنند امروز با افتخار از آنان یاد میکنند و مراکزشان را تنها مرکز تخصصی فعال میدانند و یا از مدیر مسئولی که تابحال سایه اش را به تیر شماتت میزدند اکنون راضی به یادداشت روز او شدند. حال سوال ما از این برادران :

واقعا نباید به زوایای این مواضع انفعالی و ناکامل، نگاه دوباره ای داشت؟ وقتی در این فیلم قواعد ثابت ظهور بدرستی مراعات شده و جای پرچم ها و خطوط حق و باطل جابجا نشده یا وقتی مقام معظم رهبری و سید حسن نصرالله، صاحبان پرچم حق معرفی میگردد و شما نیز به پرچمداری امروز این عزیزان در جبهه حق معترفید و به نزدیکی ظهور نیز معترفتر ، حال به امثال بنده بفرمایید وقتی سی دی با عناوین "مردود" و "انحرافی" معرفی می شود تبعات منفی این عبارات  بر افکار عمومی لحاظ شده است؟ باور بفرمایید از این عبارت شما، قلبم فشرده و ذهنم در یک برزخی دهشتناک سرگردان است. آیا این امکان را نمیدهید که این دو بزرگوار همان پرچم داران ظهور باشند و اگر فقط در حد احتمال نیز لحاظ شوند، شما با مردود و انحرافی دانستن سی­دی، خواسته و یا ناخواسته همان جرمی را مرتکب شدید که مستندسازان را به آن متهم کردید. اگر بر اساس بشارات شما و دیگر علما و عرفا ظهور در همین نزدیکی ها بود - که ان شاء الله هست -این موج منفی آخر را چطور باید خنثی کرد؟  به جای نقد محتویات فیلم ، در تخریب ریشه ای و مردود دانستن محتویات کمر همّت بسته شد . بدون اینکه به اثرات مخرب این استراتژی بر فضای ذهنی علاقمندان و منتظران ظهور دقت شود. برخی نیز، تمام هجوم را با بهانه شعیب نبودن احمدی نژاد ساماندهی کردید. اگرچه قصد بررسی مواضع شما و نیز نقد جهت گیری مستند مذکور در این خصوص را ندارم ، ولی با شرحی که گذشت باید بدانیم شعیب بن صالح صاحب پرچم نیست بلکه فقط به عنوان مامور و منتخب صاحب پرچمی با نام سید خراسانی وارد کارزار میشود. بنابراین در استراتژی اتخاذ شده توسط این بزرگواران مسئله ای فرعی سایه خود را بر جریان کلی و اصلی گسترانیده است. و با کمال تواضع  به محضرتان باید عرض کنم راز خوشحالی دشمنان ولایت و دشمنان حزب الله لبنان از مواضع شما در همین نکته است . دلسردی که متاسفانه با این سبک موضع گیری بر اذهان ایجاد شد و خطری که در پس تداوم آن دیده میشود، بسیار خطرناک است . در این عصر که به اعتراف همه بزرگان فرمول های ظهور مهیاست و شما فیلم را انحرافی دانستید و  انحراف نیت سازندگان را کشف و معرفی نمودید، آیا برآوردی از عمق و ماندگاری دلسردی ایجاد شده دارید؟ دلسردی و انحراف افکار عمومی از این سبک موضع گیری مراکز تخصصی بیشتر است یا تماشای فیلم غیر حرفه ای از یک مرکز ناشناخته که مطالب پراکنده را از لای سایت ها و کتب همین کشور جمع آوری میکند؟ شما هم در عدم نقد و ساماندهی مطالب پراکنده­ی قبل مسولید و هم در دلسردی ایجاد شده امروز. کاش محتویات مستند را دسته بندی میکردید به : مردود - ضعیف - مقبول

دنبال کردن سخنرانیها و مستند ها و فیلم های گوناگون ، که در این ایام با اخبار مسرت بخشی از بیداری اسلامی نیز عجین شده ، موج پرتلاطم انتظار فرج را در دنیا و به ویژه کشور عزیزمان به راه انداخته است. این موج پرحرارت تر از قبل مسیر خود را طی میکند . حال اگر به قول فرمایش شما تهیه کنندگان از برخی روایات ضعیف استفاده کرده اند پس اولا کل محتویات فیلم انحرافی و مردود نیست و دوما  شاید بشود طوری کمکشان کرد تا به موج انتظار نیز آسیب وارد نیاید. این فیلم قبل از شروع وقایع تونس تهیه شده بود و تحلیلی از بشارت ظهور دارد و اکنون ، پس از مشاهده سقوط فرعونیان و شکل گیری نهضت های حق طلب، هنوز در بشارت های امام خامنه ای بر تحقق کامل وعده الهی تردید وجود دارد؟! دیگر پس از این همه، منتظر تحقق چه واقعه ای باشیم تا باور به نزدیکی  فرج مهدی فاطمه در موضعگیری ها  و بیانیه هایمان رسوخ نماید ؟ مهدویت که تنها تدریس نیست . مگر ولع مردم برای شنیدن خبر آخر قابل مشاهده نیست؟

شاید کسی تا اینجا هنوز سوالی درباره نفس تطبیق داشته باشند که آیا مطرح کردن اصل تطبیق صحیح است یا نه؟ اگرچه فیلم "ظهور نزدیک است" تطبیق های صورت گرفته از قبل را که در کتابها و سایت ها و مستندهای دیگر بصورت پراکنده درج شده بود را با قدری انسجام غیرحرفه ای جمع آوری نموده است. لذا تمرکز بر تهیه کنندگان این مستند صورت مسئله را پاک نخواهد کرد. اگر کسی با ذقت و احتیاط احتمال تطبیق را مطرح کند بعید به نظر میرسد بشود این شخص را بدون دقت و احتیاط منحرف و شیاد و صهیونیست معرفی کرد. منتها اگر کسی در معرفی این احتمالات بی تجربه و غیر حرفه ای بود بنابراین باید از تجارب استفاده کرد و این شخص را نیز یاری رساند.لذا ورود به مباحث تطبیق کاریست دشوار و البته در مباحث مهدوی به لحاظ شان و منزلت چون با احتمال ها و اما و اگر ها سر و کار دارد چندان مورد رغبت علما نیست.اگرچه نظر علمای بزرگ نیز در دسترس همگان است. و اما در خصوص توقیت نیز هنوز مشخص نشده اگر کسی بگوید " ظهور نزدیک است" ایشان کذاب است یا نه!؟ در صورت اثبات این قضیه نیز گستره کذب تقریبا بر دامن تمام بزرگان معاصر خواهد نشست. و اگر این ننگ بر دامن بزرگان جایی نداشته باشد بنابراین  "ظهور نزدیک است" توقیت نیست بلکه واقعیتی انکار نشدنی است. که "نراه قریبا"

در پایان ضمن احترام فراوان به سروران و اساتید ، برای همه کسانی که ولایت فقیه را نائب امام زمان میدانند به عنوان یک برادر کوچک می خواهم به هیچ عنوان در علائم ظهور خلاصه نگردند و شرایط را برای تحقق کامل وعده الهی فراهم نمایند و در دلگرم کردن امت اسلامی تلاش کنند و از اصرار بر صحت تطبیق ها بپرهیزند. چه اینکه مصداق یابی شاید خطر درجا زدن را بدنبال داشته باشد ولی انتظار واقعی، آمادگی دائمی برای تحقق حکومت جهانیست.  و یادمان باشد که فتنه های عصر ظهور طاقت فرساست "هنالک ابتلی المومنون و زلزلوا  زلزالا شدیدا"

 نویسنده: مجتبی بنداد کرمانی

/ 0 نظر / 112 بازدید