شهید مطهری


+ شعر زیبا

در به در همیشگی
کولی صد ساله منم
خاک تمام جاده هاست
جامه ی کهنه تنم
هزار راه رفته ام
هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده کنی
هزار بار مرده ام

شب از سرم گذشته بود
در شب من شعله زدی
برای تطهیر تنم
صاعقه وار آمده ای

قلندرم قلندرم
گمشده ی در به درم
فرو تر از خاک زمین
از آسمان فراترم

قلندرانه سوختم
لب از گلایه دوختم
برهنگی خریدمو
خر قه ی تن فروختم

...
ادامه مطلب
نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک

+ شعر های زیبا (1)

شعر انگور


چه می گویید ؟

کجا شهد است این آبی که در هر دانه شیرین انگور است ؟

کجا شهد است ؟ این اشک است ،

اشک باغبان پیر و رنجور است

که شب ها راه پیموده ،

همه شب تا سحر بیدار بوده

تاک ها را آب داده ،

پشت را چون چفته های مو دو تا کرده ،

دل هر دانه را از اشک چشمان نور بخشیده

تن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده

چه می گویید ؟

کجا شهد است این آبی که در هر دانه شیرین انگور است ؟

کجا شهد است ؟ این خون است

خون باغبان پیر و رنجور است

چنین آسان مگیریدش !

چنین آسان منوشیدش !

شما هم ای خریداران شعر من ! اگر در دانه های نازک لفظم

ویا در خوشه هاس روشن شعرم

...
ادامه مطلب
نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک

+ ماجراهای شیطان(1)

روزی شیطان همه جا جار زد  که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. و ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود.



ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.


...
ادامه مطلب
نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها: مذهبی و شیطان
comment نظرات () لینک

+ معیار اندیشه (منطق) 3

تصور و تصدیق

دانستیم که بعضی از علوم ما بدیهی و برخی دیگر نظری اند؛ برای نمونه مفهوم سفیدی و گزاره« این صفحه سفید است» هر دو بدیهی اند، و مفهوم دایره و گزاره« مساحت دایره = شعاع × شعاع × عدد پی » هردو نظری اند.

آیا بین دو بدیهی اول، یا بین دو نظری دوم تفاوتی ملاحظه نمی شود؟ تفا وت بین این دو بدیهی، یابین آن دو نظری درچیست؟ همان طور که ملاحظه می شود بعضی از آن ها جمله خبری اند، ومتصف به صدق یا کذب می شود

و برخی دگر جمله خبری نیستند و درنتیجه به صدق یا کذب اتصاف نمی یابند.

این ویژگی سبب می گردد تا علوم را به دو دسته تقسیم می کنند:آن دسته از علوم را که فی نفسه به صدق یا کذب متصف می شوند« تصدیق » می نامند؛ زیرا ما درستی و صدق آن را می فهیم و بدان اذعان و اعتراف می کنیم.

برای نمونه در دو عبارت:« آسمان آبی است» توجه کنید.در مثال اول به آسمان آبی و درمثال دوم به جامد نبودن آب حکم کرده ایم.در مقابل، دسته دیگر از علوم ما به صدق و کذب متصف نمی شنوند؛ مانند :« علی »، «آسمان»،«زرد»، «شیرین»، «انسان دانشمند» و این جمله که « آیا جمعیت شهر قم از جمعیت شهر اراک بیشتر است؟ » این دسته را «تصور» می خوانند.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩
تگ ها: آموزش
comment نظرات () لینک

+ قدرت بیان 10

قدرت بیان 10

شما وظیفه ای دارید که باید انجام بدهید

پگی نونان (Pegyy Noonan)  ، نویسنده متن خطابه های رونالد ریگان می نویسد« هر سخنرانی، وظیفه ای برعهده دارد.»

یکی از مهم ترین کارهایی که باید قبل از شروع سخنرانی انجام بدهید، داشتن هدف در ذهنتان است. باید مشخص کنید که می خواهید با صحبت هایتان به چه هدفی برسید. این سوال را از خودتان بپرسید- من آن را «سوال عینی» می نامم- « اگر بعد از سخنرانی من، با مردم مصاحبه کنند و از آنها بپرسند : « از این سخنرانی چه چیزی عایدتان شد و در نتیجه آن می خواهید چه تصمیمی بگیرید؟» دوست دارم مخاطبانم چه جوابی بدهند؟ » در سخنرانی باید هرف از همه چیز، از شروع گرفته تا متن اصلی و سپس نکات پایانی، رسیدن به این مقصود باشد.

وقتی با شرکت های متقاضی کار می کنم «سوال عینی» را از آنها می پرسم. به علاوه ، از آنها می پرسم چرا از من دعوت به سخنرانی کرده اند و می خواهند مخاطبان با حرف های من به چه هرف یا اهدافی برسند؟ سپس با هم گفتگو می کنیم و درباره این که می خواهیم مخاطبان پس از سخنرانی یا سمینار چه طرز تفکر، حس و عملکردی داشته باشند، به توافق می رسیم. وقتی کاملاً منظور همدیگر را متوجه شدیم، من سخنرانی یا سمینار از اول تا آخر برنامه ریزی می کنم تا مطمئن شوم به هدف مورد نظر خواهم رسید.

شما هم می توانید همین کار را انجام دهید.

 

منبع : قدرت بیان نوشته برایان تریسی ترجمه پروین آقایی

.

.

ادامه دارد...

نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩
تگ ها: آموزش
comment نظرات () لینک

+ معیار اندیشه (منطق) 2

معیار اندیشه (منطق) 2

علم بدیهی و نظری

بی تردید هر کس دانش هایی دارد که قبلاً نداشته است. این دانسته ها چگونه پدید آمده اند؟ روشن است که با حواس ظاهری به بسیاری از مفاهیم و گزاره ها می رسیم : با حس بینایی رنگ های گوناگون مانند سفیدی، سیاهی، با حس شنوایی صداهای مختلف مانند صدای بلبل، جیک جیک گنجشک، با حس لامسه به نرمی و زبری و رطوبت و برودت و ... ، با حس چشایی انواع چشیدنی ها مانند شیرینی، ترشی، و با حس بویایی انواع بوییدنی ها نظیر بوی گل سرخ، عطر زعفران را درک می کنیم. متعاقب این درک حسی، گزاره هایی مانند: «این صفحه سفید است» ، « این سیب شیرین است» ، « این گل خوشبو و لطیف است» ، « این صدا زیر است » در ذهن نقش می بندد. هم چنین با پیدایش حالات مختلف درونی، به مجموعه ی دیگری از مفاهیم و گزاره های متناظر با آنها می رسیم: من با احساس گرسنگی، هم مفهوم «گرسنگی» را درک می کنم و هم گزاره « من گرسنه ام» در ذهنم نقش می بندد. این دو دسته مفاهیم و گزاره ها علومی هستند که یا با ابزارهای حسی حاصل می شوند و یا حالات درونی.

همانطور که مشاهده می شود برای ادراک این دسته مفاهیم و گزاره ها به اندیشه و تفکر نیاز نداریم، اما آیا به جز از طریق مفاهیم حسی و درونی، ممکن است مفاهیمی بدون اندیشه و تفکر، معلوم ما قرار گیرند؟ باید گفت دسته دیگری از مفاهیم و گزاره ها هستند که از راه حس ظاهری یا حس درونی به دست نیامده اند، و ما آنها را بدون اندیشه و فکر در می یابیم، مانند مفهوم « امتناع» و هم چنین گزاره هایی نظیر « کل از جزء خودش بزرگتر است» و « هر چیز خودش ، خودش است».

اما آیا همه مفاهیم و گزاره هایی که ادراک می کنیم، از این قبیلند؟ بی شک در گنجینه ی علوم ما مفاهیم و گزاره هایی یافت می شوند که با تلاش فکری ، یعنی با جمع آوری و ترکیب معلومات گذشته به دست آمده اند. برای مثال، ما در کودکی نمی دانستیم که « مجموع زوایای داخلی مثلث، مساوی با دو قائمه است»  اما این قضیه را با ترکیب گزاره های دیگر هندسی که پیش از این دانسته ایم، به ما تعلیم داده و برای ما اثبات کرده اند. ما این مسئله را خود به خود در نیافته ایم یا آن را از راه حس و حالات درونی به دست نیاورده ایم. هم چنین همه ما روزی معنای « اشعه ی X» را ، که نه با حس دست یافتنی است و نه با حالات درونی ، نمی دانستیم و این مفهوم خود به خود بر ما معلوم نشده است، بلکه با استفاره اس مفاهیم دیگر به تعریف آن دست یافته ایم.

بنابر این در مجموعه ی دانسته های ما، علومی وجود دارد که از راه ترکیب علوم پیشین به دست آمده اند. این نوع علوم را نظری می نامند و علومی را که جز این باشند، بدیهی می خوانند.

 منبع: معیار اندیشه سلیمانی عسگری امیری

ادامه دارد...

 

نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩
تگ ها: آموزش
comment نظرات () لینک

+ معیار اندیشه ( منطق ) 1

 

 

 

معیار اندیشه (منطق) 1

پیدایش دانش منطق

اگر چه دقیقاً نمی توان نشان داد که انسان از چه زمانی قوانین تفکر را تدوین کرده است، شواهد به دست آمده نشان می دهد آثاری از تفکر منظم در مراکز تمدن های قدیم، مانند ایران، چین و هندوستان وجود داشته است.

بی تردید زمینه تدوین علم منطق، که امروزه شاهد شکوفایی آن هستیم، به قرن پنجم قبل از میلاد باز می گردد، زمانی که عده ای خود را سوفیست یعنی دانشمند می نامیدند و حرفه شان آموزش فن خطابه و مناظره بود. آنان این فن را به خصوص به کسانی که می خواستند وکیل دعاوی شوند تعلیم می دادند. حرفه ی وکالت اقتضا می کرد که وکیل بتواند مدعای موکل را، اگر چه ناحق باشد، اثبات کند. این روش  کم کم این باور را القا کرد که انسان معیار حق است و حقیقتی ورای اندیشه ی او وجود ندارد.

در چنین اوضاعی سقراط به پا خاست و با سوفیست ها که با مغالطه مردم را از حق منحرف می کردند، مبارزه کرد. پس از او شاگردش افلاطون راه استاد را ادامه داد. سپس نوبت به معلم اول ارسطو رسید. او با تنظیم و تدوین اصول و قواعد تفکر، که بعد ها به نام ارغنون نامیده شد، ضربه ای مهلک بر پیکر تعلیمات سوفیسم وارد آورد، بنابراین ارسطو اولین کسی است که به صورت مدون قواعد تفکر را به رشته تحریر در آورد ، و بدین سان دانش منطق پای بر عرصه وجود نهاد. بعد ها کتاب منطق ارسطو از طریق حوزه ی اسکندریه به عالم اسلام راه یافت و حنین بن اسحاق آن را به عربی ترجمه کرد.

پس از ورود منطق به جهان اسلام این علم در میان مسلمین مقبول افتاد و بسط یافت و اندیشمندان مسلمان چون فارابی، ابن سینا و خواجه نصیر الدین طوسی در تکمیل و گسترش آن اهتمام ورزیده، آن را به کمال رساندند.

البته در کنار اقبال عمومی اندیشمندان مسلمان به دانش های وارداتی، کسانی نیز به دلایل مختلفی از ورود آنها ناراضی بوده اند، و در خصوص دانش منطق کسانی چون سیرافی، بوسعید ابوالخیر، ابن تیمیه، جلال الدین سیوطی و امین استر آبادی پرچم مخالفت علم کردند، ولی این مخالفت ها در فرهنگ اسلامی چندان تاثیر گذار نبود، و کسانی چون شیخ الرئیس بو علی سینا در بسط مباحث منطقی کوشیدند.

حال منطق چیست که از یونان باستان تا به امروز زنده است؟ برای رسیدن به چیستی دانش منطق و تعریف دقیق آن ابتدا لازم است تقسیم علم را به بدیهی و نظری و سپس به تصور و تصدیق از نظر بگذرانیم ، تا در پرتو آن جایگاه منطق مشخص شود و تعریف آن به دست آید.

 

منبع : معیار اندیشه-عسگری سلیمانی امیری

 

ادامه دارد...

نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها: آموزش
comment نظرات () لینک

+ قدرت بیان 9

قدرت بیان 9

ساختار ساده سخنرانی های کوتاه

یک ساختار ساده سه بخشی وجود دارد که می توانید برای طراحی هر گونه سخنرانی آن را به کاربگیرد.برای یک سخنرانی یک دقیقه ای یا 30 دقیقه ای می توانید از این الگو استفاده کنید.

بخش اول

بخش اول، مقدمه است. کافی است به مخاطبانتان بگویید قصد دارید درباره ی چه چیز صحبت کنید. به عنوان مثال، می توانید بگویید:« از این که این جا هستید متشکرم. طی چند دقیقه ی آینده می خاهم درباره ی سه شکلی که امروز صنعت با آن ها رو به رو است و کار هایی که می توانیم درماه هایآینده انجام دهیم تا شرایط به نفع ما تغییر کند، صحبت کنم.

این مقدمه، زمینه را فراهم، مخاطبان را آماده و خط مشی سخنان شما را تعیین می کند.

بخش دوم

بخش دوم این است که جیزی را که در مقدمه قول داده اید، به مخاطبان بگویید. این کار می تواند شامل یک، دو یا سه نکته ی اصلی باشد که در یک زنجیره بسط یافته اند.

به عنوان مثال، می توانید بگویید:« ما با رقابت به افزایش، افت سود و سلیقه های متغیر مشتریان رو به رو هستیم.

اجازه بدهید هر یک از این مسائل و واژه های رسیدگی مؤثر به آن ها را به ترتیب بررسی کنیم.»

بخش سوم

بخش سوم صحبت های شما، خلاصه ای از چیزهایی است که به مخاطبان گفته اید. نباید از آن ها توقع داشته باشید تمام چیز هایی را که گفته اید، همان بار اول حفظ کنند. مرور، جمع بندی و تکرار برای شنوندگان مفید و لذت بخش است.

به عنوان مثال، می توانید بگویید:« به طور خلاصه، برای از بین بردن رقابت رو به افزایش،باید کیفیت محصولات و سرعت ارائه آن ها به مشتریان را افزایش می دهیم. برای رویارویی با سلیقه های متغیر مشتریان، باید محصولات و خدماتی ارائه دهیم که مشتریان هم اکنون آن را می خواهند، نه چیز هایی که در گذشته می خواستند. با پای بندی به این سه هدف، نه تنها در بازار پایبرجا می مانیم، بلکه در دوران هیجان انگیز در آینده ترقی می کنیم .متشکرم.»

 

منبع قدرت بیان نوشته برایان تریسی ترجمه پروین آقایی

ادامه دارد...


 

نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩
تگ ها: آموزش
comment نظرات () لینک

+ پشت پرده زندان بنیاد شهید (شکایت همسر شهید از مهدی کروبی)

روایت تکان دهنده یک همسر شهید از اقدامات کروبی در بنیاد شهید

خانم سعیده امین‌پور ماجرای زندان بنیاد شهید و ظلمی که به وی و دیگران همسران شهدا توسط مهدی کروبی انجام شده را افشا کرد.

همسر شهید اسماعیلی که پیش از این از کروبی به دادگاه ویژه روحانیت نیز شکایت کرده است، درخصوص اشاره دکتر احمدی نژاد به قضیه‌ی زندان بنیاد شهید در مناظره تلویزیونی با کروبی گفت: «شبی که دکتر احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی این کار کروبی را به وی یادآور شد، فرزند من که الآن مهندس شیمی است و خاطرات بدی از آن دوران دارد، از خوشحالی به بالکن منزل رفت و فریاد "الله اکبر" سر داد. واقعاً احمدی‌نژاد دل خانواده های شهدا را شاد کرد.» وی درخصوص ماجرای زندانی شدن خود توسط کروبی اظهار داشت: «3 ماه از فوت امام گذشته بود که به یکی از مقامات بلندپایه نامه نوشتم. این نامه درباره وضعیتی بود که بنیاد شهید برای همسران شهید ایجاد کرده بود. در آن نامه تأکید کردم به خانواده‌های شهدا رسیدگی نمی‌کنند و دائم حکم صادر می‌شود و محدودیت درست می‌کنند و حتی می‌گویند همسر شهید اجازه طلاق ندارد.»

وی با بیان اینکه آن نامه را به جای آنکه به آن مقام بلندپایه برسانند، به کروبی دادند، افزود: « در عرض چند دقیقه و خیلی ضربتی آمدند سراغ من و مرا به زندانی در خیابان دزاشیب واقع در شمال تهران بردند. دوشنبه من را بازداشت کردند و من 3 فرزندم را که 5 ساله، دبستانی و راهنمایی بودند را تا 3 روز بعد ندیدم. زندان فضای بسیار کثیفی داشت و با عرض معذرت مثل محل نگهداری حیوانات بود. شاید 200 نفر از همسران شهدا در آنجا زندانی شده بودند و روی در هم یک قفل آهنی بزرگ گذاشته بودند.»

وی با بیان اینکه "پنج شنبه همان هفته فرزندان من را هم گرفتند و آوردند" اضافه کرد: «کودک 5 ساله من از ترسدچار ناراحتی شدید شده و گریه کرده بود، چون آنها را به زور آورده بودند. من آنجا فقط ذکر یا اباصالح ورد زبانم بود و همین هم نجاتم داد. مدتی بعد برادر من که با وزیر کار آن زمان رفاقتی داشت، نامه‌ای به کروبی نوشت و بعد من آزاد شدم. مشکل اینجا بود که خانه من را هم پلمپ کرده بودند و به من نمی دادند. همه مردم محله چهارراه تهران‏پارس این را دیده اند و می دانند.» وی در ادامه اظهار داشت: «من چند ماه در تهران آواره بودم و هر شب منزل یکی از فامیل ها بودیم و بچه ها هم منزل خواهرم و مادرم بودند. از مهر تا بهمن خانه نداشتم. بالاخره یک نفر از آشنایان به آقای رفیق‎دوست خبر داد و ایشان یک جایی را اجاره کرد و ما آنجا را بردند. آقای کروبی داخل زندان و در آن اتاق به من توهین کرد و من آنجا از ترس اعتراف کردم که ایشان را بخشیده‌ام، حتی آنجا یک ضربه هم به سر من وارد کرد. من به دادگاه روحانیت شکایت کرده بودم و خانه من را به من نمی‌دادند. از طریق مقام معظم رهبری پیگیری کردم و ایشان آقای سالک را مامور بررسی این موضوع کردند و خانه ای را برای من گرفتند که الان در آنجا زندگی می کنم.

منبع : سایت رجا نیوز 20 خرداد 1389

نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: سیاست
comment نظرات () لینک

+ شعری از حداد عادل درباره مقام معظم رهبری


شعری از حداد عادل در وصف رهبر انقلاب



ای دل دریایی ات کشتی نشینان را امید

ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه
آفتاب صورتت خورشید فردای همه
ای دل دریایی ات کشتی نشینان را امید
وی نگاه روشنت فانوس دریای همه
ای بیان دلنشینت بارش باران نور
وی کلام آتشینت آتش نای همه
خنده های گاه گاهت خنده خورشید صبح
شعله لرزان آهت شمع شب های همه
قامتت نخل بلند گلشن آزادگی
سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه
گر کسی از من نشانی از تو جوید، گویمش
خانه ای در کوچه باغ دل ، پذیرای همه
لاله زار عشق یکدم بی گل رویت مباد
ای گل رویت بهار عالم آرای همه

دکتر حداد عادل درباره ی این شعر که در وصف رهبر فرزانه انقلاب سروده است، می گوید: «زمانی که این شعر را برای ایشان خواندم، واقعا از دلم برخاست و می دانستم که ایشان هم خوش ندارند کسی از ایشان تعریف کند و خیلی با احتیاط برای ایشان خواندم. یکبار هم بیشتر نخواندم و هیچوقت هم ایشان پس از آن، سراغ این شعر را نگرفتند و از سال 1371 تا حالا هم این شعر هیچ جایی چاپ نشده است.»

منبع سایت رجانیوز در تاریخ 29 دی 1388

نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: ولایت
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد صفحه قبل →