شهید مطهری


+ شعر های زیبا (1)

شعر انگور


چه می گویید ؟

کجا شهد است این آبی که در هر دانه شیرین انگور است ؟

کجا شهد است ؟ این اشک است ،

اشک باغبان پیر و رنجور است

که شب ها راه پیموده ،

همه شب تا سحر بیدار بوده

تاک ها را آب داده ،

پشت را چون چفته های مو دو تا کرده ،

دل هر دانه را از اشک چشمان نور بخشیده

تن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده

چه می گویید ؟

کجا شهد است این آبی که در هر دانه شیرین انگور است ؟

کجا شهد است ؟ این خون است

خون باغبان پیر و رنجور است

چنین آسان مگیریدش !

چنین آسان منوشیدش !

شما هم ای خریداران شعر من ! اگر در دانه های نازک لفظم

ویا در خوشه هاس روشن شعرم

...
ادامه مطلب
نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک

+ ماجراهای شیطان(1)

روزی شیطان همه جا جار زد  که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. و ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود.



ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.


...
ادامه مطلب
نویسنده : مرید شهید مطهری ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها: مذهبی و شیطان
comment نظرات () لینک