+ شعر های زیبا (1)
شعر انگور
چه می گویید ؟
کجا شهد است این آبی که در هر دانه شیرین انگور است ؟
کجا شهد است ؟ این اشک است ،
اشک باغبان پیر و رنجور است
که شب ها راه پیموده ،
همه شب تا سحر بیدار بوده
تاک ها را آب داده ،
پشت را چون چفته های مو دو تا کرده ،
دل هر دانه را از اشک چشمان نور بخشیده
تن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده
چه می گویید ؟
کجا شهد است این آبی که در هر دانه شیرین انگور است ؟
کجا شهد است ؟ این خون است
خون باغبان پیر و رنجور است
چنین آسان مگیریدش !
چنین آسان منوشیدش !
شما هم ای خریداران شعر من ! اگر در دانه های نازک لفظم
ویا در خوشه هاس روشن شعرم
ادامه مطلب
+ ماجراهای شیطان(1)
روزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. و ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبی و دیگر شرارتها بود.
ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر میرسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
ادامه مطلب

نظرات ()